اولين تجربه هاي ساديسمي من
دوشنبه, آوریل 28, 2008 با antiquenotes
يادم هست که وقتي کلاس پنجم دبستان بودم احساس خاصي به معلممون داشتم. خانم خوشگلي بود و واسه همين هم ازش خوشم ميآمد. دوست داشتم هميشه بغلم کنهJ هرچند که هيچ وقت اينکار را نکرد!
يادم هست وقتي که توي مقطع راهنمايي بودم داييم ازدواج کرد. اون موقع از زني که گرفته بود خيلي خوشم ميآمد. هرچند اون موقع گاگول بودم و چيزي سرم نميشد اما دوست داشتم که باهاش بخوابم! يادم هست که من هميشه توي مهموني ها تو نخش بودم. حتي زماني که بچه دار شد گاهي که داشت بچش را شير ميداد سعي ميکردم اتفاقي از اون بغل مغلا رد بشم و سينش را ديد بزنم. البته فقط يکبار موفق به اينکار شدم!
حالا تمام اين مطالب را بگذاريد کنار اينکه من اولين فيلم يا عکس پورنو را در سن حدود 18 سالگي ديدم. حالا نميفهمم چه دليلي داره که در اون سن کم از بعضي چيزا خوشم ميآمد.
ساديسم را جستجو کردم اين عکس پيدا شد. گفتم نبينيد حيفه!
خداییش این عکس فیلتر نشده بود؟؟!!!
از نوع تعریف کردنت خوشم آمد.. من اگرچه مؤنثم ولی فضای کودکی ات را حس کردم
سلام. میدانی خب این احساسات طبیعی یه پسر بچه است . تواون سن هم فقط این کنجکاوی هست که کودک داره. نگو تجربه های سادیسمی. آخه ما باید به همه ی جنبه های وجودی مون احترام بگذاریم. هر کی هم خواست جا نماز آب بکشه خیلی مومن نمایی کنه باور کن این سرکوب از یه جای دیگه مثل ترس یا حسرت یا در رویی یا هزار چیز دیگه در میاره.
چه معلم خسوسی بچه رو یه بوس هم نکرد . : )
این سایت آخرین جرعه جام چه پرباره. ممنون
بابا سادیسم دمت گرم. از کودکی هم سینوسی بودی ولی فرکانست خدایی فرق کرده. خدا به داد پیک سینوست برسه!!!!!!